یادی از نقش ماندگار «علی نصیریان» در «بوی پیراهن یوسف» | پناه به آغوش‌های منتظر

  • کد خبر: ۴۳۸۴۵۲
  • ۲۶ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۸:۴۵
یادی از نقش ماندگار «علی نصیریان» در «بوی پیراهن یوسف» | پناه به آغوش‌های منتظر
یادی از نقش ماندگار «علی نصیریان» در «بوی پیراهن یوسف» که با موضوع بازگشت آزادگان به میهن به کارگردانی ابراهیم حاتمی کیا ساخته شد​.

مریم شیعه | شهرآرانیوز؛ جمعیت در دو سوی مسیر موج می‌زند. شاخه‌های گل و قاب عکس‌ها روی هوا مانده‌اند. عطر گلاب می‌آید و دود اسپند غلیظ تا آسمان می‌رود. مادر‌ها عکس جوانانی را در دست دارند که هنگام رفتن، هنوز استخوان‌های گونه شان پیدا نبود. پدر‌ها گردن می‌کشند و هر بار که دری باز می‌شود، نفس در سینه‌ها حبس می‌ماند. اشک، بی وقفه از چشم‌ها پایین می‌آید و سال‌های اسارت، پشت شیشه‌های غبارگرفته اتوبوس ها، آرام آرام به وطن نزدیک می‌شوند.

دایی غفور میان این همه چشم منتظر، بی قرارتر است. هر شانه نحیف و هر محاسن بلندشده‌ای ممکن است نشانی از گم شده اش باشد. دیگران گفته‌اند یوسف شهید شده است. پلاکش را پیدا کرده‌اند. برای او، نبودن جسد یعنی هنوز چیزی تمام نشده است. دری برای بازگشت باز مانده است و تا وقتی آن در باز است، یوسف می‌تواند از راه برسد.

اتوبوس حامل آزادگان نزدیک می‌شود. جمعیت به حرکت درمی آید. صدا‌ها درهم می‌پیچد؛ صلوات، گریه، فریاد نام‌ها و موسیقی‌ای که از جایی دور بلند شده و پس زمینه، این محشر است. دایی غفور می‌دود. سن و سالش را جا می‌گذارد. بار‌ها تعادلش را از دست می‌دهد و باز می‌دود. مردی که سال‌ها در برابر خبر مرگ فرزندش زمین نخورده بود، حالا در میان امید و ناامیدی تلوتلو می‌خورد.

به دنبال برادرش خسرو آمده، اما ته دلش می‌داند که یوسف فاصله چندانی از او ندارد. ناگهان چهره‌ای را می‌بیند که سال‌ها توی قاب عکس می‌دید. یوسف آنجاست؛ لاغرتر، شکسته‌تر و پیرتر از جوانی که رفته بود، اما زنده. چهره رنجور پیرمرد، میان خنده و گریه است. می‌ترسد اگر پلک بزند، یوسف دوباره ناپدید شود.

موسیقی مجید انتظامی اوج می‌گیرد و دوربین از دل جمعیت، پدر و پسر را پیدا می‌کند، سکانسی به یادماندنی از «بوی پیراهن یوسف». فیلمی که ابراهیم حاتمی کیا در سال ۱۳۷۴ ساخت و یکی از ماندگارترین تصویر‌های بازگشت آزادگان را در سینمای ایران به جا گذاشت.

یادی از نقش ماندگار «علی نصیریان» در «بوی پیراهن یوسف» | پناه به آغوش‌های منتظر

نقش‌های ماندگار

مردی که دایی غفور را با آن همه سماجت، اندوه و ایمان، جان بخشید «علی نصیریان» بود. بازیگری که هنگام ساخت «بوی پیراهن یوسف» بیش از چهاردهه تجربه تئاتر را پشت سر داشت. او بهمن ۱۳۱۳ در تهران به دنیا آمد. در محله‌ای که تعزیه، نقالی، پرده خوانی، معرکه گیری، خیمه شب بازی و نمایش‌های تخت حوضی بخشی از حافظه دیداری کودکی اش شد.

در هنرستان هنرپیشگی درس خواند و در سال‌های جوانی با شاهین سرکیسیان آشنا شد؛ کارگردان و آموزگاری که نقش مهمی در آشنایی نسل تازه بازیگران ایرانی با شیوه‌های مدرن تئاتر داشت. به عضویت نخستین گروه هنر ملی درآمد. همکاری او با هنرمندانی، چون عباس جوانمرد، عزت ا... انتظامی، جعفر والی و رکن الدین خسروی، بخشی از جریان مهمی بود که به رونق نمایش ایرانی ختم شد.

نصیریان بازی می‌کرد، نمایشنامه می‌نوشت، کارگردانی می‌کرد و برای پیدا کردن زبان مستقل تئاتر ایران تلاش می‌کرد. «بلبل سرگشته» از شناخته شده‌ترین نوشته‌های اوست. «افعی طلایی»، «بنگاه تئاترال»، «سیاه» و «آقای هالو» نیز از آثاری بودند که نام او را با دوران تأسیس تئاتر نوین ایران پیوند زدند.

ورودش به سینما با «گاو» داریوش مهرجویی رقم خورد. این فیلم نقطه عطفی در تاریخ سینمای ایران شد. «آقای هالو»، «پستچی»، «دایره مینا»، «کفش‌های میرزا نوروز»، «شیر سنگی»، «ناخدا خورشید»، «سال‌های خاکستر»، «مسخره باز» و «هفت بهارنارنج» تنها بخش‌هایی از کارنامه بلند او هستند. در «هزاردستان»، «سربه داران»، «میوه ممنوعه» و «شهرزاد» شخصیت‌هایی آفرید که هرکدام زبان بدن، ریتم کلام و جهان اخلاقی خاص خود را داشتند.

پشت هیاهوی صحنه

زندگی علی نصیریان بیرون از صحنه، برخلاف بسیاری از شخصیت‌های پرآشوبی که بازی کرد، بر استمرار و انضباط استوار است. او در سال ۱۳۳۶ ازدواج کرد و حاصل این زندگی سه پسر به نام‌های برمک، باربد و بابک است. خانواده برای او پناهی بود دور از نور صحنه. جایی که می‌توانست لباس شخصیت هایش را کنار بگذارد و دوباره به زندگی عادی بازگردد. درگذشت همسرش در بهمن ۱۳۹۷ یکی از تلخ‌ترین فقدان‌های زندگی اوست.

در سال‌های طولانی فعالیتش عنوان چهره ماندگار و نشان درجه یک هنری را دریافت کرد و برای بازی در «مسخره باز» سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد را به دست آورد.

«بوی پیراهن یوسف» نیز بیش از آنکه فیلمی درباره میدان نبرد باشد، درباره امتداد جنگ در خانه هاست. درباره پدرانی که در را نبستند، مادرانی که اتاق فرزندشان را دست نخورده نگه داشتند و خانواده‌هایی که میان خبر شهادت، مفقودالاثری و احتمال اسارت سال‌ها معلق ماندند. فیلم هیچ گلوله‌ای شلیک نمی‌کند، اما زخم جنگ در تمام لحظه هایش حضور دارد.

دایی غفور نماینده کسانی است که جنگ برایشان با پذیرش قطعنامه تمام نشد. ۲۶مرداد ۱۳۶۹، نخستین گروه آزادگان ایرانی پس از سال‌ها اسارت وارد میهن شدند. خیابان‌ها از جمعیتی پر شد که عکس عزیزانشان را بالا گرفته بودند و در صورت تک تک مسافران اتوبوس‌ها نشانی آشنا جست‌و‌جو می‌کردند. به مناسبت سالروز آن بازگشت تاریخی، می‌توان بار دیگر به «بوی پیراهن یوسف» و بازی علی نصیریان برگشت و از آغوشی نوشت که پس از سال‌ها باز شد.

یادی از نقش ماندگار «علی نصیریان» در «بوی پیراهن یوسف» | پناه به آغوش‌های منتظر

گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.